Feeds:
نوشته
دیدگاه

Posts Tagged ‘نامه اعتراض’

توضیح.

اخیرا وزات علوم اعلامی داشته است مبنی بر صفر شدن ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف. جهت تعقیب آخرین اخبار در این زمینه به این وب‌سایت مراجعه کنید. همچنین اگر مایل به امضا در اعتراض به این تصمیم هستید اینجا را امضا کنید.  پیرو مسایل پیش‌آمده هر کدام از اعضای کافه‌اقتصاد نوشته‌ی کوتاهی در ارتباط با این دانشکده نوشته‌اند. در هفته پیش رو، هر روز نوشته‌ی یکی از اعضا در این‌باره منتشر می‌شود. امروز نوشته محمدرضا را با هم می‌خوانیم.

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

سخت است در مورد مسئله ی که ذاتاً سیاسی است، غیر سیاسی و فارغ از حب و بغض نوشت. این گونه بنا شده که دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف امسال پذیرش دانشجو نداشته باشد. این امر تلویحاً و در صورتی که برای یکی دو سال ادامه پیدا کند، معنایی ندارد جز بستن درِ دانشکده. سعی می کنم دلایل مخالفت خودم با این مسئله را بدون وارد شدن به مسائل سیاسی و همچنین بدون در نظرگرفتن اینکه خودم فارغ التحصیل آن دانشکده هستم، بنویسم.

استدلال کلی که برای این مسئله بیان شده است، وجود نقاط ضعف اساسی در این دانشکده است، مانند: کمبود هیئت علمی، کیفیت و کمیت پایین مقالات چاپ شده بین المللی توسط اعضای دانشکده و صرفاً میدان دادن به همفکران برای ورود به دانشکده. [1]

بر آن نیستم که به این انتقادات جواب بدهم. پاسخ به آنها موضوع این نوشته نیست و من هم بهترین کسی نیستم که می توانم در این گونه موارد اظهار نظر کنم. در حالت حدّی، فرض می کنم که این موارد همگی در دانشکده ی مدیریت و اقتصاد شریف اتفاق می افتد. می خواهم صرفاً یک سوال مطرح کنم: مگر این تنها دانشکده ای است در ایران که درگیر این مسائل است؟ به صورت دقیق تر، تاریخ 15 سال ابتدای تاسیس بقیه ی دانشکده های مدیریت/اقتصاد ایران را ببینید. آیا به کارنامه ی بهتری برمی خورید؟ اصلاً، در مراکز علمی کشور ما که به علوم انسانی مشغولند (حوزوی و دانشگاهی)، کدام یک تحمل تفکر مخالف خود را دارند؟ کدام یک حاضرند به کسی که که او را از نظر علمی با صلاحیت می دانند، ولی دارای آرای متفاوت، فرصت بدهند تا در یک محیط علمی نظراتش را به صورت پیوسته بیان کند. اگر مسئله این گونه هست که بیان شد، پس باید سعی کنیم مشکل را در جای دیگری جستجو کنیم، و گرنه با مطرح کردن این انتقادات باید در تمام/اکثر مراکز علوم انسانی کشور را ببندیم[2].

بازهم فرض می کنم تمام انتقادات گفته شده وارد باشد. این دانشکده 10 تا 15 سال از منابع کشور مصرف کرده و فرصت هایی را برای ادامه برای کشور فراهم آورده است. نقاط قوتی دارد که من به دو تا از آنها اشاره خواهم کرد. اگر هدف به سامان کردن امور است، می توان و باید نقاط ضعف را حل کرد، نه که کلاً صورت مسئله را پاک کرد. همیشه خراب کردن آسان است، ولی ساختن، زمان بر و هزینه بر است، نیاز به آزمون و خطا دارد، عزم جدی می خواهد، صبر برای ادامه ی کار و مواردی از این قبیل. با خراب کردن، تمام هزینه ی های مادی و معنوی صورت گرفته باد هوا می شود.

حال تنها به دو مورد نقطه ی قوت دانشکده (به خصوص گروه اقتصاد که از آن اطلاعات بدون واسطه دارم) اشاره می کنم:

  • الف: دغدغه ی اقتصاد ایران در دانشکده و به خصوص در شخص دکتر نیلی به حد اعلا دیده می شود. اگر بناست تزی انجام شود، یا حتی پروژه ای درسی، مهم است که به اقتصاد ایران مربوط باشد و یا حتی الامکان از داده های ایران استفاده شود، تئوری های مطرح در مورد اقتصاد ایران تست شود یا اندازه گیری ها برای شاخص های اقتصاد ایران انجام شود.

ب: مسئله ی به مراتب مهم تر، در دانشکده سعی می شود که حرف هایی که در کلاس های درس و یا در پایان نامه ها زده می شود، در حد مقدور دقیق و علمی باشد؛ به چه معنا؟ به این معنا که روش مرسوم در جریان اصلی علم اقتصاد را دنبال کند. چرا این نکته مهم است؟ متاسفانه زدن حرفی که سر و ته نداشته باشد، آسان است و لذا زیاد از این نوع حرف ها می شنویم و البته هزار مَن از آن، یک قِران ارزش ندارد. حرفی که از روی منطق مشخصی زده می شود، و لو اینکه غلط باشد، یک مزیت دارد که می توان اشتباهش را به خوبی نشان داد یا حداقل نقطه ی افتراقش با حرف مخالف را به درستی درک کرد.

  • کمی مشخص تر حرف بزنم. اگر کسانی که در پی بستن این دانشکده هستند، واقعا نگران تئوری سازی برای اقتصاد اسلامی و موارد مشابه آن هستند (که البته قصدشان برایم واضح نیست)، باید به این واقعیت دقت داشته باشند که «رو بازی کردن» اعضای دانشکده در اظهار کردن نظراتشان در باره اقتصاد اسلامی و وجود، امکان یا امتناع آن،  این مزیت را دارد که می شود با آنها وارد بحث سازنده شد. این یک واقعیت بسیار ساده و البته بدیهی است که علم (به صورت کلی و اقتصاد اسلامی/علم بومی) در محیطی که همه با همه ی مطالب مورد بحث موافق باشند، رشد نمی کند. نعمت وجود یک منتقد خوب برای تفکر را نباید دست کم گرفت. ده ها و بلکه صدها مرکز علمی در ایران می تواند روی اقتصاد با رویکردهای متفاوت کار کنند و در یک کارزار علمی دستاوردهایشان را به یکدیگر ارائه کنند تا حرف ها شنیده شوند و حرف های درست تر خود را نشان دهند.
  • این نکته تفصیل بیشتری می طلبد، ولی آنچه که در دنیای غرب هم جاری است و مزیتش هم تخصص گرایی است، این است که رویکردهای مختلفِ (مثلاً) علم اقتصاد در دانشگاه های مختلف کار می کنند؛ مثلاً سخت بتوان یک دانشکده را یافت که هم در جریان اصلی علم اقتصاد به شدت یکه تاز باشد و هم در اقتصاد رفتاری. اگر یک دانشکده بر اقتصاد رفتاری تکیه می کند، سعی می کند منابعش را بیشتر روی همین موضوع متمرکز کند. از همین ایده می توان در ایران استفاده کرد. لزومی ندارد که همه ی رویکردهای رقیب در تک تک دانشکده های ایران وجود داشته باشند. می توان اینگونه بود که اقتصاد نئوکلاسیک را از جایی آموخت و اقتصاد اسلامی را در جایی دیگر. اگر محیط علمی سالم باشد، کم کم این افکار و ایده ها به ملاقات هم خواهند رفت تا رویکردهای بهتر از بین آنها به مرور زمان مشخص شود.
  • نکته ی دیگری که در این زمینه می خواهم اضافه کنم، این است که ساختن علم بومی (به هر معنایی) مستلزم یادگیری کلیات و روش شناسی علوم حاضر در دست بشر است. باید دستاوردهای کنونی بشر در عرصه ی علم فهمیده شود، کاستی های آن با توجه به ارزش ها و مسائل خاص ما مورد ارزیابی قرار گیرد، و سپس ساختن تئوری های رقیب آغاز شود. اگر فکر کنیم که مثلاً می توانیم با بستن در یک دانشکده که به اصطلاح علوم غربی و سکولار را ترویج می کند، از ترویج این نوع تفکرات در کشور جلوگیری کنیم، اشتباه است. آنچه که در دانشکده ی مدیریت و اقتصاد شریف تدریس می شود، با آنچه در بقیه ی دانشکده های مدیریت و اقتصاد کشور تدریس می شود، تفاوت عمده ای ندارد (شاید منابع کمی جدیدتر باشند). اگر این دلیل خوبی برای بستن یک دانشکده بود، شاید باید درِ کلّ دانشکده های علوم انسانی کشور را می بست.
  • و آخرین نکته، بستن دانشگاه و دانشکده از شأن مملکت ما به دور است. علم ارزش دارد، به این دلیل که بناست انسان ها را از جهل برهاند و به آنها سود برساند. این سودرسانی البته فرآیندی است طولانی، ولی نقطه ی شروعش دانشگاه است. کشور ما به اوج نمی رسد مگر اینکه عالم ما بتواند بدون دغدغه های جانبی تحقیق کند و نتایج تحقیق خود را حداقل به جامعه ی علمی عرضه کند. اگر از این حداقل ها مضایقه شود، سرنوشت خوبی در انتظار ما نخواهد بود.

 ——————————————-

[1] البته یک سری مسائل دیگر هم بیان شده که به نظرم نامربوط تر از آن هستند که من در این جا از آنها نام ببرم.

[2] ممکن است گفته شود که کار اشتباه از سوی هر کس انجام گیرد اشتباه است… البته که این جور است، ولو اینکه دانشکده ی مدیریت و اقتصاد شریف باشد و بحثی در این نیست. منتها مسئله چگونگی برخورد با اشتباه است. در برخورد/اصلاح اشتباه، باید در کشور وحدت رویه وجود داشته باشد. اگر سیاست وزارت علوم این است که هر دانشکده ی علوم انسانی باید فلان مقدار مقاله ی چاپ شده در سال داشته باشد، بسم الله. این معیار را اعلام کنید و همه را با این محک بسنجید. اگر معیارِ به کارگیری هیئت علمی در تمام دانشگاه ها صرفا رزومه ی علمی است، باید این معیار برای تمام دانشکده ها باشد. حرف من بسیار ساده است: یک بام و دو هوا اشتباه است؛ اگر هر معیاری برای نقد عملکرد یک دانشکده دارید، آن را به تمام دانشکده ها در کشور به صورت یکسان اعمال کنید و بعد متناظراً تصمیم بگیرید.

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: