Feeds:
نوشته
دیدگاه

Posts Tagged ‘حمل و نقل’

پیرامون بحث‌هایی که درباره طرح هدفمندسازی یارانه‌ها اینجا و جاهای دیگر درگرفته است، بابک نوشته‌ای را برای ما ارسال کرده است. نوشته او میهمان این پست کافه است.

در حالی که مجلس این روزها مشغول بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها است، هر روز بر سوالات کارشناسان اقتصادی کشور افزوده می‌شود، سوالاتی که تردیدهایی را حتی برای مدافعین آزادسازی قیمت‌ها به همراه دارد. آیا آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی در غیاب آزادسازی قیمت ارز و نرخ بهره موثر است؟ آیا این طرح منجر به ایجاد تورم در کشور می‌شود؟ در صورت مثبت بودن جواب، این تورم به چه میزان است؟ دولت چه مکانیزمی را در جهت جبران کاهش مطلوبیت مصرف کنندگان از یک سو و سود بنگاه‌ها از سوی دیگر انتخاب می‌کند؟ دولت چگونه و از طریق چه مکانیزمی پنج دهک اول خانوارها را شناسایی کرده و چطور از انتقال خانوارها به دهک بالاتر یا پایین تر مطلع می‌شود؟ با وجود پا برجا بودن این سوالات ولی از دید نگارنده سوال مهم دیگری نیز وجود دارد و آن تاثیر اجرای طرح تحول اقتصادی بر مصرف حامل‌های انرژی به خصوص مصرف بنزین است. با توجه به اختیارات دولت در طرح مشاهده می‌شود که دولت هیچ قیدی در هزینه کردن صرفه‌جویی‌های ناشی از این طرح ندارد. به طوری که این اختیار را برای خود قائل است که ۵۰، ۳۰ و ۲۰ درصد از خالص وجوه حاصل از این طرح را به ترتیب بین مردم، بنگاه‌ها و دولت به منظور جبران کاهش مطلوبیت ناشی از اجرای این طرح بازتوزیع نماید. ممکن است کارشناسان این طرح با این دید که افزایش قیمت، خود لزوما سبب کاهش تقاضا می‌گردد، یکی از نتایج این طرح را کاهش تقاضای حامل‌های انرژی بدانند، که سبب می‌شود دولت بی‌نیاز از واردات بنزین شده و از سوی دیگر مازاد عرضه سایر حامل‌های انرژی را صادر نماید. این عایدی دولت در کنار صرفه‌جویی ناشی از عدم پرداخت یارانه‌ها مجموع وجوه حاصل از این طرح را برای دولت تشکیل می‌دهد.  از این رو به نظر می‌رسد که دولت عزم جدی در کاهش کسری بودجه خود را ندارد و یکی از اصلی‌ترین اهداف دولت اصلاح الگوی مصرف انرژی در کشور است. سوال اصلی اینجا مطرح می‌شود که آیا اصلاح قیمت انرژی لزوما به معنی کاهش آن است؟ در صورتی که سناریوی زیر را که آنقدرها هم دور از ذهن نیست در نظر بگیرید، متوجه می‌شویم که حتی ممکن است این طرح در کاهش مصرف بنزین که بیشترین دغدغه بر روی آن وجود دارد نیز کم‌اثر و حتی بی‌اثر باشد.

در صورت اصلاح قیمت بنزین، دهک‌های بالای جامعه واکنش چندانی به این تغییر قیمت نخواهند داد، به نظر می‌رسد که افرادی که در دهک های بالا قرار دارند دارای کشش پایین نسبت به این کالا بوده و این تغییر قیمت برای آنان چندان موثر نباشد، علاوه بر آن، این افراد از آنجایی که اغلب در بخش تجارت، تولید و خدمات از صاحبان کسب و کار هستند می‌توانند بخشی از این تغییر قیمت را نیز به مشتریان خود منتقل نمایند که این مساله با توجه به انتظاراتی که مردم از اجرای این طرح دارند که همانا شکل‌گیری تورم بالا است کار چندان دشواری نیست. از سوی دیگر نیز بیان می‌شود که دهک‌های پایین جامعه به طور معمول از سهم یارانه بنزین برخوردار نمی‌شوند و این دهک‌های متوسط و بالا هستند که یارانه آن‌ها را نیز مصرف می‌کنند، و یکی از اهداف این طرح هم با عنوان لایحه هدفمند کردن یارانه ها اصلاح کردن این مشکل است. ولی طبقه متوسط نقش مهمی را در این میان بازی کرده و بیشترین تاثیر را می‌پذیرند. با اصلاح قیمت بنزین تقاضا برای استفاده از خودروی شخصی کاهش یافته و با یک شوک شدید در تقاضا برای حمل و نقل عمومی مواجه هستیم، ولی از شواهد و قراین مشخص است که حمل و نقل عمومی نه تنها در تهران بلکه در هیچ جای کشور پاسخگوی این شوک تقاضا نخواهد بود. بدون شک شاهد شکل‌گیری صف و افزایش قیمت حمل و نقل در کشور خواهیم بود. در واقع افزایش قیمت کرایه با توجه به ضعف در طرف عرضه و افزایش تقاضا یکی از نتایج این طرح خواهد بود. در طرف دیگر ماجرا دولت با پرداخت یارانه نقدی به دهک‌های پایین جامعه این امکان را بوجود می‌آورد که افراد حاضر در این دهک‌ها ‌با تهیه یک خودرو و در صورت دارا بودن خودرو از رانت ناشی از این یارانه‌ها بهره جسته و وارد صحنه جابه‌جایی و انتقال مسافران شوند، از آنجایی که موقعیت خوبی در بازار حمل و نقل نیز وجود دارد، افراد حاضر در دهک پایین با هزینه کردن یارانه نقدی‌ای که دریافت می‌کنند به سودی مثبت دست پیدا می‌کنند که وارد شدن آنها به این بازار را عقلانی می‌کند، مضاف بر این افراد در دهک‌های پایین جامعه معمولا دارای شغل و یا شغل مناسب نیستند، پس انگیزه‌ها برای ورود به بازار بیشتر هم می‌شود. پس این امکان وجود دارد که مصرف بنزین به طرز قابل توجهی کاهش نیابد و تنها طبقه متوسط جامعه به سمت دهک‌های پایین‌تر جامعه حرکت کرده و نابرابری در جامعه افزایش یابد. بدون شک تاثیر این سیاست‌ها بر طبقه متوسط جامعه باید بیش از طبقات بالا و پایین جامعه مورد توجه قرار گیرد، چرا که اثرات وارد بر طبقه‌ی متوسط می‌تواند بر اثرات وارد به دو طبقه دیگر غلبه کند. لازم است در نظام بازتوزیعی که مد نظر دولت قرار دارد کارهای کارشناسی مناسبی صورت گیرد. کما این که ارائه یارانه غیرنقدی نیز ممکن است با در نظر گرفتن برخی از تئوری‌های مصرف و شکل گیری بازار برای کالاهای غیر نقدی ارائه شده به دهک‌های پایین نیز مشکلات دیگری را به همراه داشته باشد.

نهایتا اینکه، طرح تحول اقتصادی با تمامی سوالات و انتقاداتی که بر آن وارد است، مزایای بسیار نیز به همراه دارد و کمتر کسی پیدا می‌شود که اقتصاد ایران را بی‌نیاز از یک تحول اساسی در حوزه اقتصاد بداند. نوشتن این قبیل یادداشت‌ها به معنی مخالفت با این طرح نیست، تنها تحلیلی است که می‌تواند از ریسک این طرح کاسته و منافع حاصل از آن را افزایش دهد.

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: